گفتم چشمم گفت براهش میدار.گفتم جگرم گفت پرآهش میدار.گفتم دلم گفت چه داری در آن ؟گفتم غم تو گفت نگاهش
خطای دید حتما ببینید اگر به چشاتون اطمینان دارید
باتو هستم ای غریبه،اشنایم میشوی؟اشنای گریه های بی ریایم میشوی؟
من تمام درد باران را خودم فهمیده ام،مثل باران اشنای بی صدایم میشوی؟
روزگار، این روزگار بی خدا تا زنده است، ای غریبه اشنا، اشنایی با خدایم
میشوی؟ من که شاعر نیستم شکل غزل را میکشم، رنگ سبز دلنشین
صفحه هایم میشوی؟ ای غریبه فقط سبزو با شکوه و دلخوشی، همسرای
خنده های باصفایم میشوی؟ بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی،
با تو هستم ای غریبه اشنایم میشوی؟؟؟؟
كامنت يكي از دانشجويان قديمي در تهران
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۷ ساعت 10:42 توسط ندیم
|
پیام مدیر سایت :